خجالت بکش...
زن پالتو پوست گرون قیمتی که تازه اون روز صبح از فروشگاه خریده بود رو پوشیده
منبع:دا3تانک.میهن بلاگ.کام
نوع مطلب :داستان طنز
شام آخر هیتلر بیست و هشت آوریل، آدولف هیتلر تصمیم نهایی خود را گرفت و از همهی کسانی که در این روزهای سخت در کنار او مانده بودند خواست که همان شب برای استماع آخرین سخنان او در سالن کنفرانس حضور یابند.
نوع مطلب :داستان خاطراتی
زیر بار خدا
در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مرد عارفی از کوچه منبع:لیوای.میهن بلاگ.کام
نوع مطلب :داستان عرفانی
عشق پاریسی!
ژان والژانی هستی
از برای خودت!چه راحت و ساده از من کوزتت می گذری و دل
به قلم"
امیر عبدالله پور" 1-نیس:شهری کوچک
و بندری در فرانسه
نوع مطلب :داستان متفرقه
همه کس و هیچ کس
چهار نفر بودند. اسمشان اینها بود. همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی. ![]() کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند، هرکسی می توانست این کار را بکند ولی هیچ کس اینکار را نکرد. یک کسی عصبانی شد چرا که این کار کار همه کس بود اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان این طوری شد هرکسی، یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد!!؟ منبع:داستانک.بلاگ اسکای.کام
نوع مطلب :داستان عجیب اما واقعی
میکل آنژ
می گویند در زمانهای دور پسری بود که به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش کار با ارزشی انجام دهد. این پسر هر روز به کلیسایی در نزدیکی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا قرار داشت خیره می شد و هیچ نمی گفت. روزی شاهزاده ای از کنار کلیسا عبور کرد و پسرک را دید که به این تکه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید. از اطرافیان در مورد پسر پرسید. به او گفتند كه او چهار ماه است هر روز به حیاط كلیسا می آید و به این تكه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید. منبع:سی ار ام.آرتیمیس.کام
نوع مطلب :داستان عجیب اما واقعی
فورد
از فورد میلیاردر معروف آمریکائی و صاحب یکی از بزرگترین کارخانه های سازنده اگر شما فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید تمام ثروت خود را از دست داده اید و دیگر چیزی در بساط ندارید، چه می کنید؟فورد پاسخ دهید:دوباره یکی از نیاز های اصلی مردم را شناسائی می کنم و با کار وکوشش، آن خدمت را با کیفیت و ارزان به مردم ارائه می دهم و مطمئن باشید بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود. منبع:سی ار ام.آرتیمیس.کام
نوع مطلب :داستان پند آموز
The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|