تبلیغات
داستان های کوتاه خواندنی
داستان های کوتاه خواندنی
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 دی 1391 توسط امیر عبدالله پور

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند.amstory.mihanblog.com

زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود».

آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»

منبع:داستانک.کام




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 دی 1391 توسط امیر عبدالله پور
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی ؟amstory.mihanblog.com

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...

آن را روی آتش می ریزم !

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!

منبع:داستانک.کام




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 دی 1391 توسط امیر عبدالله پور
زن : مگه اینجا مدرسه دولتی نیست!؟ مدیر : اگه دولتی نبود که می گفتم یک میلیون تومن بریز! زن :آقا آخه مدارس دولتی نباید شهریه بگیرن ؟! مدیر : این که شهریه نیست اسمش همیاریه !!! زن : اسمش هر چیamstory.mihanblog.com هست. تلویزیون گفته به همه مدارس بخشنامه شده که مدارس دولتی هیچگونه وجهی نمیتونن دریافت کنن. مدیر : خب برو اسم بچت را تو تلویزیون بنویس!! اینقدر هم وقت منو نگیر… زن : آقای مدیر من دو تا بچه یتیم دارم! آخه از کجا بیارم ؟!! مدیر : خانم محترم! وقتی وارد اینجا شدی رو تابلوش نوشته بود یتیم خونه یا مدرسه؟! آقای مستخدم، این خانم رو به بیرون راهنمایی کن …!!!

زن با چشمهای پر اشک منتظر اتوبوس واحد بود، اتومبیل مدل بالائی ترمز کرد و زن سوار شد…
روزنامه ای که روی صندلی جا مانده بود رو برداشت و بهش خیره شد: کمیته مبارزه با فقر درجلسه امروز … ستاد مبارزه با بیسوادی … تیتر درشت بالای صفحه نوشته بود: با 200000 زن خیابانی چه می کنید؟!! زن با خودکاری که از کیفش بیرون آورده بود عدد را تصحیح کرد:
با 200001 زن خیابانی چه می کنید ؟!!
 
منبع:فیس بوک.کام



طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 دی 1391 توسط امیر عبدالله پور
خانم جوانی که در کودکستان برای بچه های 4 ساله کار میکرد میخواست چکمه های
یه بچه ای رو پاش کنه ولی چکمه ها به پای بچه نمیرفت بعد از کلی فشار...و خم و راست شدن،بچه رو بغل میكنه و میذاره روی میز، بعد روی زمین بلاخره باهزار جابجایی و فشار چکمه ها رو پای بچه میکنه و یه نفس راحت میکشه که ...amstory.mihanblog.com
هنوز آخیش گفتن تموم نشده که بچه میگه : این چکمه ها که لنگه به لنگه ست!
خانم ناچار با هزار بار فشار و اینور و اونور شدن و مواظب باشه که بچه نیفته هرچی تونست کشید تا بالاخره بوتهای تنگ رو یکی یکی از پای بچه درآورد .
گفت: اووووف! ای بابا!
...
و باز با همان زحمت زیاد پوتین ها رو این بار دقیق و درست پای بچه کرد که لنگه به لنگه نباشه ولی با چه زحمتی که بوت ها به پای بچه نمیرفتن و با فشار زیاد بالاخره موفق شد که بوت ها رو پای این کوچولو بکنه!
که بچه میگه: این بوتها مال من نیست :)
خانم جوان با یه بازدم طولانی و کله تکان دادن که انگار یک مصیبتی گریبانگیرش شده. با خستگی تمام نگاهی به بچه انداخت و گفت: آخه چی بهت بگم.
دوباره با زحمت بیشتر این بوت های بسیار تنگ رو در آورد.
وقتی تمام شد پرسید خب حالا بوت های تو کدومه؟
بچه گفت:همیناست!بوت های برادرمه ولی مامانم گفت اشکالی نداره ،میتونم پام کنم!
مربی که دیگه خون خونشو میخورد سعی کرد خونسردی خودش رو حفظ کنه و دوباره این بوتهایی رو که به پای این بچه نمیرفت به پای اون کرد یک آه طولانی کشید وبعد گفت : خب حالا دستکشهات کجان؟ توی جیبت که نیستن!
بچه گفت : توی بوتهام بودن دیگه ..!
 
منبع:فیس بوک



طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 آذر 1391 توسط امیر عبدالله پور

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.کشیش گفت:بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.amstory.mihanblog.com

خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.اما در مورد من چی؟...

من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟

می دانی جواب گاو چه بود؟

جوابش این بود:

شاید علتش این باشد که

"هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم"

منبع:داستانک.کام




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 آذر 1391 توسط امیر عبدالله پور

و ما بودیم و دنیایی و تنها یک کلاس،کلاسی که وقتی دیدنشان، مرگشان بود در وسط چشمانشان؛هنوز هم amstory.mihanblog.comآرزوها داریم آرزوهایی از جنس خودت به رنگ آسمانت و  از قبیل بخشنده ی مهربانت.ما را ببخش چون در هیاهوی کلاس گر گرفته مان یاد تو فراموشمان نشد.ما را ببخش چون وقتی که مادرمان ما را بدرقه کرد تو را همراهمان نکرد.و ما را ببخش به خاطر تمامی نبخشیدنهایت.امروز ما سراپا آتشیم و قربانی نگاه چسبیده به قدرت خیلیها شدیم ! از ما که گذشت مواظب دیگران باش....

به قلم"امیر عبدالله پور"

"دردلی در وصف هم میهنان پیرانشهریمان،افسوس که جز نوشته کاری دیگر حاصل نیست..."

 

 




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 آذر 1391 توسط امیر عبدالله پور
در داستان بادبادک باز از خالد حسینی, نویسنده معروف افغان به نقل از قهرمان داستان که اتفاقا" شخصیتی سست عقیده بود, تعبیری بسیار دلنشین وجود داشت قهرمان داستان در جایی از کتاب می گفت:
فقط یک گناه وجود دارد
فقط یک گناه وجود دارد؛ والسلام. آن هم دزدی است.
amstory.mihanblog.com
هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است. می‌فهمی چه می‌گویم؟"
"اگر مردی را بکشی، یک زندگی را می‌دزدی. حق زنش را از داشتن شوهر می‌دزدی، حق بچه‌هایش را از داشتن پدر می‌دزدی.
وقتی دروغ می‌گویی حق کسی را از دانستن حقیقت می‌دزدی.
وقتی تقلب می‌کنی، حق را از انصاف می‌دزدی. می‌فهمی؟"
هیچ کاری پست‌تر از دزدی نیست.
اگر کسی چیزی را که مال خودش نیست بردارد، خواه جان یک آدم باشد، خواه یک تکه نان ...
تف به رویش. و اگر زمانی همچین کسی به پُستم بخورد، وای به روزگارش.
می‌فهمی؟"

منبع:سالون4.میهن بلاگ.کام



طبقه بندی:
(تعداد کل صفحات:107)      [...]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]   [11]   [...]  

درباره وبلاگ

حتی بسیارند کسانی که در سرزمین رویاها گوشه نشین می شوند تا در معرض دید مردم نباشند مردمی که هیچ رویایی در روحشان نیست! با داستان روح خود را تجلی دهیم و افق بینش خود را تا مرزها بپراکنیم شاید در این دنیا ی تنگ و تاریک دریچه ای بر آستان جان باورها بیابیم.دریچه ای که به این زودیها از بین نمی رود!
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما مطالب Amstory را به طور مداوم دنبال می کنید ؟




نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
\
قالب وبلاگ

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار