تبلیغات
داستان های کوتاه خواندنی - زیبایی حوا
داستان های کوتاه خواندنی
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 مرداد 1391 توسط امیر عبدالله پور
حوّا در باغ عدن قدم می زد که مار به او نزدیک شد و گفت: این سیب amstory.mihanblog.comرا بخور.
حوّا امتناع کرد.
مار اصرار کرد: این سیب را بخور. این تو را برای شوهرت زیباتر می کند!
حوا پاسخ داد: نیازی ندارم. او که جز من کسی را ندارد.
مار خندید: البته که دارد!!!…
حوّا باور نمی کرد.

مار او را به بالای یک تپه، به کنار چاهی برد.
مار گفت: آن پایین است. آدم او را آن جا مخفی کرده.
حوّا به درون چاه نگریست و بازتابِ تصویر زن زیبایی را در آب دید! و… سیب را خورد.

منبع:راستانک.کام



طبقه بندی: داستان متفرقه، 
درباره وبلاگ

حتی بسیارند کسانی که در سرزمین رویاها گوشه نشین می شوند تا در معرض دید مردم نباشند مردمی که هیچ رویایی در روحشان نیست! با داستان روح خود را تجلی دهیم و افق بینش خود را تا مرزها بپراکنیم شاید در این دنیا ی تنگ و تاریک دریچه ای بر آستان جان باورها بیابیم.دریچه ای که به این زودیها از بین نمی رود!
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما مطالب Amstory را به طور مداوم دنبال می کنید ؟




نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
\
قالب وبلاگ

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار