تبلیغات
داستان های کوتاه خواندنی - ممد نبودی...
داستان های کوتاه خواندنی
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 مهر 1391 توسط امیر عبدالله پور

در لابه لای کتابهایش جستجو کرد چیزی را ندید که به درد بخورد.غم آن روزها گلویش را می فشرد.بغضی کرده amstory.mihanblog.comبود به تنگنای تاریخ.کتابش را یافت.قرآن بود.در سال 65 از چمران گرفته بود.کاست را از داخل کتاب بیرون آورد.روی پخش گذاشت و تا صدای آخر بهش ولوم داد.پنجره ها را باز کرد مردم تازه نون می بردند  واسه صبحانه.صدای کاست چه غریب بود:ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشتــــه،یاد یاران مثمر گشتــــه !!!

به قلم "امیر عبدالله پور"




طبقه بندی: داستان خاطراتی، 
درباره وبلاگ

حتی بسیارند کسانی که در سرزمین رویاها گوشه نشین می شوند تا در معرض دید مردم نباشند مردمی که هیچ رویایی در روحشان نیست! با داستان روح خود را تجلی دهیم و افق بینش خود را تا مرزها بپراکنیم شاید در این دنیا ی تنگ و تاریک دریچه ای بر آستان جان باورها بیابیم.دریچه ای که به این زودیها از بین نمی رود!
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما مطالب Amstory را به طور مداوم دنبال می کنید ؟




نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
\
قالب وبلاگ

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار