تبلیغات
داستان های کوتاه خواندنی - بهروز وثوق
داستان های کوتاه خواندنی
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 مهر 1391 توسط امیر عبدالله پور

تو که بودی سینما بود و عشق بود و یک دنیا آرزو .بهترین لحظه های عمرمان را در نقش بازی کردن تو amstory.mihanblog.comگذراندیم و هنوز هم همان اسطوره ای که بودی تنها اسطوره ای که تنها واقعیت بود.سینمای این روز های ما خیلی هوایت را کرده....بهروز نیستی ببینی که جای تو مردمت دلخوشن تنها به یک عروسک....هیچ فیلم،بهترینی ندارند اصلاً راحتت کنم فیلم ندارند...و چه دیالوگ زیبایی در وصفت:"- تا حالا ولیعصر رفتی میدون ولیعصر همون جا قیصر و بهت میدن هزار تومان فیلم قیصرو،یه چهار راه بالاتر فلافلم بهت میدن هزار تومان فرقش چیه..؟ فلافل با ترشیه قیصر خشک و خالیه..."ما همگی در تشخیص همان فرقش مانده ایم و تو چه ظالمانه درکمان نمی کنی !


به قلم " امیر عبدالله پور " 




طبقه بندی: داستان خاطراتی، 
درباره وبلاگ

حتی بسیارند کسانی که در سرزمین رویاها گوشه نشین می شوند تا در معرض دید مردم نباشند مردمی که هیچ رویایی در روحشان نیست! با داستان روح خود را تجلی دهیم و افق بینش خود را تا مرزها بپراکنیم شاید در این دنیا ی تنگ و تاریک دریچه ای بر آستان جان باورها بیابیم.دریچه ای که به این زودیها از بین نمی رود!
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما مطالب Amstory را به طور مداوم دنبال می کنید ؟




نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
\
قالب وبلاگ

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار