تبلیغات
داستان های کوتاه خواندنی - عشق....
داستان های کوتاه خواندنی
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 دی 1391 توسط امیر عبدالله پور

با نگاهت سلاخی کشیدم رویاهای بی رویاییت را.....ما اینجا به کرم همچون تویی مطلب مینویسیم amstory.mihanblog.comشایسته نیست نخوانده رهایش کنی.من با تو عاشق شدم،با تو معنی عشق را فهمیدم و با تو به روشنایی صبح معنی دوباره بخشیدم شایسته نیست که رهایمان کنی.....دراین دنیا که همه سرگرم خویش اند بیا تا سرگرم هم باشیم خواهی فهمید حرفهایت را از پلکانت حدس خواهم زد،خواهی فهمید دلم تا به چه اندازه شاعر است و خود من تا به چه اندازه شهید....باران باریدن گرفت.دستت را که گرفتم یاد حرف قشنگی افتادم که یادم نمیاد جایی خونده باشمش....شایسته نیست که باران ببارد و در پیشوازش دل من نباشد1

 

به قلم "امیر عبدالله پور"

1:این جمله از مانی پیامبر گرفته شده است.




طبقه بندی: داستان عاشقانه، 
درباره وبلاگ

حتی بسیارند کسانی که در سرزمین رویاها گوشه نشین می شوند تا در معرض دید مردم نباشند مردمی که هیچ رویایی در روحشان نیست! با داستان روح خود را تجلی دهیم و افق بینش خود را تا مرزها بپراکنیم شاید در این دنیا ی تنگ و تاریک دریچه ای بر آستان جان باورها بیابیم.دریچه ای که به این زودیها از بین نمی رود!
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما مطالب Amstory را به طور مداوم دنبال می کنید ؟




نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
\
قالب وبلاگ

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار