تبلیغات
داستان های کوتاه خواندنی - مطالب بهمن 1388
داستان های کوتاه خواندنی
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 بهمن 1388 توسط امیر عبدالله پور

صدای زنگ كه بلند شد پسر دوید سوی در. داد زد: ''بابامه.''
پیرمرد پوزخند زد. گفت: ''چشمت روشن.''
زن چادرش را روی دوش انداخت و پشت پسر راه افتاد. پیرمرد پرسید: ''كجا؟'amstory.mihanblog.com'
زن سر برگرداند: ''تا در برم باهاش.''
''دلت می‌خواد بیشتر برو.''
زن چیزی نگفت. پیرمرد گفت: ''شرم كه نمی‌كنی.''
زن صدایش را شنید و نشنیده گرفت.
پسر در را كه باز كرد مرد را دید. داد زد: ''بابا'' دوید سوی مرد. مرد روی موتور نشسته بود. كلاه لبه‌دار سر گذاشته بود و عینك به چشم داشت. نیم‌تنه خلبانی به تن كرده بود و كتانیهایش سفید بود. پسر را با دو دست بلند كرد و بالا رو به خودش نگه داشت.

 

بقیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب
طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 بهمن 1388 توسط امیر عبدالله پور
هکرها امروزه به عنوان بزرگترین مجرمان انفورماتیکی شناخته می شوند که با سرقت و سوء استفاده از اطلاعات شخصی کاربران شبکه اهداف ضد انسانی و شومی را دنبال می کنند.
هکرها چگونه شکل گرفته اند و کاربران شبکه تا چه حد درباره گذشته آنها اطلاعات دارند. 10 نکته جالب درباره هکرها:

1- هکر در اصل به معنی "کسی است که با یک چکش مبلمان می سازد". amstory.mihanblog.comشاید به دلیل ماهیت سخت این عمل است که امروزه این واژه برای افرادی به کار می رود که از ارائه راه حلهای غیرمعمول و ایجاد موانع فنی لذت می برند.

2- هک کردن رایانه در اواخر سال 1950 متولد شد. در آن زمان گروهی از اعضای موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام. آی. تی) با دستکاری یک سوئیچینگ الکتریکی در پردازنده مرکزی رایانه IBM 704 ایجاد اختلال کردند.



ادامه مطلب
طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 بهمن 1388 توسط امیر عبدالله پور

گروهى از فارغ التحصیلان قدیمى یک دانشگاه که همگى در حرفه خود آد م هاى موفقى شده بودند، با همدیگر به ملاقات یکى از استادان قدیمى خود amstory.mihanblog.comرفتند. پس از خوش و بش اولیه، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضیح می داد و همگى از استرس زیاد در کار و زندگى شکایت می کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با یک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان هاى جوراجور، از پلاستیکى و بلور و کریستال گرفته تا سفالى و چینى و کاغذى (یکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاى ریختن براى خودشان را بکشند

 

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 بهمن 1388 توسط امیر عبدالله پور

یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته amstory.mihanblog.comشده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ...

 

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 بهمن 1388 توسط امیر عبدالله پور

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی که در خیابان افتاده بود را شوت می کردند و سروصداى عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاً مختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.amstory.mihanblog.com
روز بعد که مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این که می بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. منهم که به سن شما بودم همین کار را می کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی 1000 تومن به هر کدام از شما می دهم که بیائید اینجا و همین کارها را بکنید.»

بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند. تا آن که چند روز بعد،پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟

بچه ها گفتند: «100 تومن؟ اگه فکر می کنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کورخوندی. ما نیستیم.» و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 بهمن 1388 توسط امیر عبدالله پور

دختری بود نابینا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشتamstory.mihanblog.com
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »

***
و چنین شد که آمد آن روزی
که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 بهمن 1388 توسط امیر عبدالله پور
مردی 80ساله با پسر تحصیل کرده 45ساله­اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی كنار پنجره‌شان نشست. پدر از فرزندش پرسید: این چیه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ.amstory.mihanblog.com
پس از چند دقیقه دوباره پرسید این چیه؟ پسر گفت : بابا من که همین الان بهتون گفتم: کلاغه.
بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید: این چیه؟ عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ!
پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه­ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند.
در آن صفحه این طور نوشته شده بود:
امروز پسر کوچکم 3سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم 23بار نامش را از من پرسید و من 23بار به او گفتم که نامش کلاغ است.
هر بار او را عاشقانه بغل می‌کردم و به او جواب می‌دادم و به هیچ وجه عصبانی نمی‌شدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا می‌کردم



طبقه بندی:
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

درباره وبلاگ

حتی بسیارند کسانی که در سرزمین رویاها گوشه نشین می شوند تا در معرض دید مردم نباشند مردمی که هیچ رویایی در روحشان نیست! با داستان روح خود را تجلی دهیم و افق بینش خود را تا مرزها بپراکنیم شاید در این دنیا ی تنگ و تاریک دریچه ای بر آستان جان باورها بیابیم.دریچه ای که به این زودیها از بین نمی رود!
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما مطالب Amstory را به طور مداوم دنبال می کنید ؟




نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
\
قالب وبلاگ

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار