تبلیغات
داستان های کوتاه خواندنی - مطالب اسفند 1389
داستان های کوتاه خواندنی
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 اسفند 1389 توسط امیر عبدالله پور

سه دوست در خودرویی به مسافرت رفته بودند.متاسفانه تصادamstory.mihanblog.comف مرگباری سبب شد که هر سه نفر کشته شوند.بعد از لحظه ای روح هر سه در دروازه ی بهشت بود.فرشته نگهبان یک سوال از آنها پرسید:"اکنون که هر سه نفر در حال ورود به بهشت هستید،آنجا روی زمین بدنهایتان روی برانکارد در حال تشییع به قبرستان است و خانواده ها و دوستان در حال عزاداری در غم از دست  دادن شما هستند.حال دوست دارید،وقتی آدم ها در کنار جنازه ی شما راه می روند،درباره ی شما چه بگویند؟" اولی گفت:"دوست دارم بگویند که من جزو بهترین پزشکان زمان خود بودم." دومی گفت:"دوست دارم  بگویند که من جزو بهترین معلم های زمان خود بودم." و سومی گفت:" دوست دارم بگویند که نگاه کن جنازه دارد تکان می خورد مثل اینکه زنده است!!"

 

منبع:پیام نمای شبکه ی سوم سیما




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اسفند 1389 توسط امیر عبدالله پور

بادگیر به باد گفت:خداوند تو را لعنت کند،چقدر سنگین و خسته کنamstory.mihanblog.comنده ای!آیا در توان تو نیست به سمت دیگری غیر از سمت من بوزی؟! آیا نمی دانی که با این کارت ثبات مرا به هم میزنی،ثبات و قراری که خدا به من ارزانی داشته است؟ باد کلامی بر زبان نیاورد،اما در فضای بیکرانش خنده ای سر داد[زیرا وجود باد بود که نیاز به بادگیر را فراهم آورده بود].

 

 

منبع:جبران خلیل جبران(متن اضافه شده از امیر.ع)




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 اسفند 1389 توسط امیر عبدالله پور

كشاورزی  صاحب یك شتر بودكه او را بسیار دوست می‌داشت، و آن را در جا به جا شدن میان روستا و شهر به خدمت می‌گرفت.در یكی ازamstory.mihanblog.com روزها به طرف بازار شهر رفت و شترش را در آنجا گم كرد، كشاورز از مردم خواست كه شتررا جست وجو كنند.مردم هر جایی را گشتند.ولی بی‌فایده بود.بعد از جست وجوی طولانی و خستگی زیاد ... كشاورز مقابل مردم قسم یاد كرد كه اگر شتر را بیابد آن را به یك دینار بفروشد.مردم از این بهای ارزان تعجب كردند و او وقتی شب در بازار می‌گشت شتر را نزدیك درختی پیدا كرد.خوشحال شد ولی سوگندش را به یاد آورد.  كشاورز لحظه‌ای فكر كرد و بعد گربه‌ای آورد و آن را روی شتر گذاشت و وسط بازار ایستاد و ندا داد:چه كسی این شتر را به یك دینار و گربه را هزار دینار با هم می‌خرد.مردم گرد او جمع شدند و دانستند كه او قصد فروش شتر را ندارد پس رفتند در حالی كه می‌گفتند: شتر چقدر ارزان است اگر گربه نبود!

 

منبع:عربی(2) رشته ی علوم انسانی




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 اسفند 1389 توسط امیر عبدالله پور

یك انگلیسی ؛ یك آمریكایی و یك یارو مردند و همگی رفتند جهنم فرد انگلیسی گفت: دلم برای انگلیس تنگ شده
می خواهم با انگلستان تماس بگیرم و ببنیم بعضی افراد آنجا چه كار می كنند.تماس گرفت و به مدت 5دقیقه صحبت كرد...
سپس گفت:خب، شیطان چقدر باید برای تماسم بپردازم؟؟؟شیطان 5 میلیون دلار خواست..amstory.mihanblog.com
5 میلیون دلار !!!!!!!
انگلیسی چك كشید و برگشت روی صندلی اش نشست.فرد آمریكایی خیلی حسود بود و شروع كرد به جیغ و فریاد كه من هم می خواهم با امریكا تماس بگیرم و از اوضاع اونجا با خبر شوم..
او تماس گرفت!!و به مدت 10 دقیقه صحبت كرد.سپس گفت: خب شیطان، چقدر باید بابت تماسم پرداخت كنم؟
شیطان 10 میلیون دلار خواست...
10 میلیون دلار!!!! امریكایی چك كشید و برگشت بر روی صندلی اش نشست...
و اما یارو خیلی خیلی حسود بود.او شروع كرد به جیغ و فریاد كه من هم می خواهم با كشورم تماس بگیرم و از اوضاع آنجا باخبر بشوم .او با كشورش تماس گرفت و به مدت 12ساعت صحبت كردسپس گفت: خب شیطان، چقدر باید برای تماسم پرداخت كنم؟
شیطان گفت:
1دلار......
فقط 1دلار؟!!!!
شیطان گفت بله خب...
از جهنم به جهنم داخلیه !!!!

 

منبع:ایران جوک.ای ار




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 اسفند 1389 توسط امیر عبدالله پور

ورق کاغذی که همچون برف سپید بود،گفت:"من پاک و دسamstory.mihanblog.comت نخورده آفریده شدم و تا ابد نیز پاکیزه خواهم ماند.من ترجیح می دهم بسوزم و خاکستر شوم تا اینکه اجازه دهم تیرگی و تاریکی به من نزدیک شود و پلیدی ها و ناپاکی ها مرا لمس کند." شیشه ی دوات سخانش را شنید و در قلب سیاهش به او خندید،اما ترسید به او نزدیک شود.قلم ها نیز که رنگ های گوناگونی داشتند با شنیدن سخنانش هرگز به او نزدیک نشدند و بدین ترتیب،ورق سپید چون برف همچنان پاک و دست نخورده باقی ماند.اما،خالی از هر نوشته ای.

 

منبع:جبران خلیل جبران




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 اسفند 1389 توسط امیر عبدالله پور

توی خیابون که سرعت بیشتر از 80 مجاز نبود 140 می روندم! یکamstory.mihanblog.comدفعه پلیس نگهم داشت و پس از کمی تامل پرسید:

-شما امیر نویسنده ی فلان کتاب نیستید؟

-با خوشحالی تمام و از اینکه جریمه ام نخواهد کرد گفتم چرا خودمم.

در کمال تعجب جریمه رو نوشت و گفت همسرم چقدر تعجب خواهد کرد وقتی بداند شما را جریمه کرده ام.

 

به قلم "امیر عبدالله پور"




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 اسفند 1389 توسط امیر عبدالله پور

چهار قورباغه روی تکه هیزم شناوری در کنار رودی بزرگ نشسته بودند،که ناگهان موجی سهمگین تکه ی هیزم را تا وسط رودخانه برد.آب آنها را می برد و جریان رود به آرامی تکه ی هیزم را تکان می داد.قورباغه ها به دلیلamstory.mihanblog.com این گردش لطیف روی آب،شادمانه می رقصیدند،زیرا تاکنون برای آنها پیش نیامده بود که از کناره ی رودخانه به جای دورتری سفر کنند.پس از لحظه ای،نخستین قورباغه فریاد زد:"چه تکه هیزم عجیب و غریبی است.ای دوستان،ببینید چگونه مانند موجودی زنده حرکت می کند،به خدا قسم من هرگز چیزی مثل آن را ندیده ام." قورباغه دوم گفت:"ای دوست،این تکه هیزم حرکت نمی کند و این چیز شگفت آوری نیست،آن طور که تو فکر می کنی.آب روان رودخانه طبق طبیعت خود تکه ی هیزم را به سوی دربا می برد و ما نیز با حرکت رود،حرکت می کنیم."قورباغه ی سوم گفت:"نه،به جان خود قسم ای دوستان من!شما در خیال عجیبتان اشتباه می کنید. نه تکه هیزم در حرکت است و نه رودخانه.حقیقت این است که اندیشه ی ما در حرکت است و همین اندیشه است که ما را وا می دارد گمان کنیم اجسام جامد حرکت میکنند." قورباغه های سه گانه درباره ی اینکه،به راستی چه چیزی متحرک است بحث می کردند و این مجادله به فریاد تبدیل شد و سرانجام هیچکدام به یک نتیجه ی واحد نرسیدند.سپس نظر قورباغه ی چهارم را که تا آن لحظه ساکت  نشسته بود  و با هوشیاری به سخنان آنان گوش می داد،در این باره جویا شدند. قورباغه ی چهارم به آنها گفت.

 

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
طبقه بندی:
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

درباره وبلاگ

حتی بسیارند کسانی که در سرزمین رویاها گوشه نشین می شوند تا در معرض دید مردم نباشند مردمی که هیچ رویایی در روحشان نیست! با داستان روح خود را تجلی دهیم و افق بینش خود را تا مرزها بپراکنیم شاید در این دنیا ی تنگ و تاریک دریچه ای بر آستان جان باورها بیابیم.دریچه ای که به این زودیها از بین نمی رود!
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما مطالب Amstory را به طور مداوم دنبال می کنید ؟




نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
\
قالب وبلاگ

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار