تبلیغات
داستان های کوتاه خواندنی - مطالب مرداد 1390
داستان های کوتاه خواندنی
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 مرداد 1390 توسط امیر عبدالله پور

به پسرم درس بدهیداو باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویی، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود. به او بیاموزید، که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.amstory.mihanblog.com
اگر می توانید، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گل های درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشان، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه برخلاف او حرف بزنند.
به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد.
به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.
به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.
توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.

منبع:امید یاران.میهن بلاگ.کام




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 مرداد 1390 توسط امیر عبدالله پور

با تمامی اشعاری که می سرایم،ناتوانم در وصف زیبای جمال رویت،عamstory.mihanblog.comزیزم اما هر آنی مطمئنم که نه حافظ شعری چو من دارد و نه مولوی.چرا که محبوب آنها به زیبایی محبوب من نیست و این قوت قلب من است.عزیزم،مرحمتی کن شعرهایم را زیباتر کن با عطوفتی از نگاه مهتابی ایت...

به قلم"امیر عبدالله پور"




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 مرداد 1390 توسط امیر عبدالله پور

در تنگنای تمام روزهای +45 درجه وقتی که نام زیبای تو چون نسیم بهاریamstory.mihanblog.com چمن درونم را می آرامد احساسی بهم دست نمی دهد تا آب معدنی خنک دماوند نباشد!

به قلم"امیر عبدالله پور"




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 مرداد 1390 توسط امیر عبدالله پور

یکی از نمونه های کم نظیر مقاومت و پایداری در مقایل مشکلات،آبراهام لینکلن است.او در فقز کامل به دنیا آمد و در طول زندگی،بارها با شکست روبه رو شد.او هشت دوره در انتخابات شکست خورد و دوبار نیز ورشکسته شد.اما هیچ یک از این مسایل سبب نشد تا او را از تلاش برای موفقیت دست بکشد و به همین دلیل برجسته ترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا تبدیل شد.برای درس خواندن در دانشکده حقوق اقدام کرد ولی او را به آجا راه ندادند.در سال 1833،مقداری پول قرض کرد تا با آن تجارت کند ولی در همان سال ورشکسته شد و 17 سال طول کشید تا بدهی خود را بپردازد.در سال 1834،برای بار دوم در amstory.mihanblog.comانتخابات مجلس ایالتی شرکت کرد و این بار موفق شد.در سال 1838 تلاش کرد تا سخنگوی مجلس ایالتی شود ولی نتوانست.در سال 1844 در انتخابات مجلس آمریکا شکست خورد.در سال 1846،برای بار دوم در انتخابات مجلس نامزد شد و این بار به موفقیت رسید.در سال 1848 برای ورود دوباره به مجلس نامزد شد ولی شکست خورد.در سال 1854 نامزد ورود به مجلس سنای آمریکا شد ولی موفق نشد.در سال 1856 در حزب خود،کاندید سمت معاونت شد و با کمتر از صد رای از رقیب خود،شکست خورد.در سال 1858 دو بار نامزد ورود به مجلس سنا شد و باز هم شکست خورد.در سال 1860،به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد و نتیجه ی 28 سال زحمت کشیدن را برای رسیدن به هدف دید.جمله ی معروفی از وی وجود دارد که نشانگر تلاش اوست"راه ناهموار و لغزنده بود.یکی از پاهایم چنان لغزید که نزدیک بود،پای دیگرم را هم از رفتن باز دارد،اما من ایستادم و به خود گفتم:"این تنها یک لغزش است نه یک سقوط و برای همین ادامه دادم"

منبع:مجله ی موفقیت شماره ی 215 ص52




طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مرداد 1390 توسط امیر عبدالله پور
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن amstory.mihanblog.comبی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و
محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟
تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید.

منبع:داستانک.کام




طبقه بندی:
درباره وبلاگ

حتی بسیارند کسانی که در سرزمین رویاها گوشه نشین می شوند تا در معرض دید مردم نباشند مردمی که هیچ رویایی در روحشان نیست! با داستان روح خود را تجلی دهیم و افق بینش خود را تا مرزها بپراکنیم شاید در این دنیا ی تنگ و تاریک دریچه ای بر آستان جان باورها بیابیم.دریچه ای که به این زودیها از بین نمی رود!
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما مطالب Amstory را به طور مداوم دنبال می کنید ؟




نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
\
قالب وبلاگ

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار