تبلیغات
داستان های کوتاه خواندنی - مطالب بهمن 1392
داستان های کوتاه خواندنی
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 بهمن 1392 توسط امیر عبدالله پور

زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند برای تبرک و گرفتن نصیحتی از پیر دانا نزد او رفتند.
پیرمرد دانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود نشاند او از مرد پرسید: تو چقدر همسرت را دوست داری!؟
مرد جوان لبخندی زد و گفت: تا سرحد مرگ او را می پرستم! و تا ابد هم چنین خواهم بود!
و از همسرش نیز پرسید: تو چطور! به همسرت تا چه اندازه علاقه داری!؟
amstory.mihanblog.com
زن شرمناک تبسمی کرد و گفت: من هم مانند او تا سرحد مرگ دوستش دارم و تا زمان مرگ از او جدا نخواهم شد و هرگز از این احساسم نسبت به او کاسته نخواهد شد.
پیر عاقل تبسمی کرد و گفت: بدانید که در طول زندگی زناشویی شما لحظاتی رخ می دهند که از یکدیگر تا سرحد مرگ متنفر خواهید شد و اصلا هیچ نشانه ای از علاقه الآنتان در دل خود پیدا نخواهید کرد.
در آن لحظات حتی حاضرنخواهید بود که یک لحظه چهره همدیگر را ببینید.
اما در آن لحظات عجله نکنید و بگذارید ابرهای ناپایدار نفرت از آسمان عشق شما پراکنده شوند و دوباره خورشید محبت بر کانون گرمتان پرتوافکنی کند.
در این ایام اصلا به فکر جدایی نیافتید و بدانید که “تاسرحد مرگ متنفر بودن” تاوانی است که برای “تا سرحد مرگ دوست داشتن” می پردازید.
عشق و نفرت دو انتهای آونگ زندگی هستند که اگر زیاد به کرانه ها بچسبید، این هردو احساس را در زندگی تجربه خواهید کرد.
سعی کنید همیشه حالت تعادل را حفظ کنید و تا لحظه مرگ لحظه ای از هم جدا نشوید..!

منبع:راد اس ام اس.کام





طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 بهمن 1392 توسط امیر عبدالله پور
در تاریخ پا نهاده بود؛این را خودش می دانست از همان اوایل بزرگ بود به اندازه ی رویاهای بزرگ امروز ما. amstory.mihanblog.comمسعود خان کیمایی با فیلم قیصر به ما یاد داد اگر غیرتی در چنته داریم،بی غیرتیم! هنوز هم قیصر بی چون و چرا بهترین فیلم سینمایی ایران است این را همه می دانیم.کیمیایی روشنفکری بود که روشن گری را ترویج کرد و فکرها را در بحبوحه ی قیصر دوباره پی ریزی کرد.او خودش خالق خلاقیت بود و همدم خواننده ی بهترین روز های زندگیمان؛گوگوش.بزرگ فیلم نامه نویسی که با دیالوگ هایش حکومت می کند.به تو نیازمندیم به این زودیها تنهایمان نگذار.

به قلم "امیر عبدالله پور" 



طبقه بندی:
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 بهمن 1392 توسط امیر عبدالله پور
نمی دانم چرا بازیگر نشدم یا حداقل کارگردان! از همان بچگی محو فیلم بودم یا شاید  به قول پدرم خود فیلمم.در آن روز ها وقتی که ما از دیدن تلویزیون ایران بی بهره بودیم ماهواره ای داشتیم که فقط شبکه های amstory.mihanblog.comترکیه را نشان می داد.من از بازیگران ترکیه ای خوشم نمی آمد اما شیدای بازیشان بودم.بزرگ تر که شدم اینبار کنکوری شدم.رفتم دانشگاه روانشناس شدم.اما هنوز هم محو رویای کودکی بزرگ سالانه ام هستم کسی که می خواست فیلمساز شود ولی آخرش وبلاگ نویس هم نشد....

پی نوشت:سینما کارگردانش باتوم دار است.این را همه می دانیم سینما گر نشدم تا آه مردم پشتم نباشد من سینمایی نیستم اما خیلی فیلم ساختم.


به قلم " امیر عبدالله پور "



طبقه بندی:
درباره وبلاگ

حتی بسیارند کسانی که در سرزمین رویاها گوشه نشین می شوند تا در معرض دید مردم نباشند مردمی که هیچ رویایی در روحشان نیست! با داستان روح خود را تجلی دهیم و افق بینش خود را تا مرزها بپراکنیم شاید در این دنیا ی تنگ و تاریک دریچه ای بر آستان جان باورها بیابیم.دریچه ای که به این زودیها از بین نمی رود!
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما مطالب Amstory را به طور مداوم دنبال می کنید ؟




نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
\
قالب وبلاگ

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار